خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از احساسات عمیق و پیچیده خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او از درد فراق، شوق دیدار، و زیباییهای طبیعت به عنوان نمادهایی برای بیان عشق خود استفاده میکند. آیینه، باغ، جام جم، و بهار از جمله تصاویر شاعرانهای هستند که در این شعر به کار رفتهاند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و شوق دیدار نیاز به بلوغ عاطفی دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۸۲۴ - دچارم گر شود آیینه گوید سیر باغ است این
دچارم گر شود آیینه گوید سیر باغ است این
ز دل چون بگذرد پرسد چه زخم است این چه داغ است این ۱
دلم را ساده لوحی بس نبود اندیشه پیما شد
الهی خون شود جام جم است این یا ایاغ است این ۲
نفس در سینه رنگین می تپد از یاد رخساری
بهارم پیش پیش گریه می رقصد دماغ است این ۳
تمنا شوق دیدارش تماشا یاد رخسارش
می است این بزم عیش است این گل است این سیر باغ است این ۴
زگرد تیره روشن تر اسیر آیینه عاشق
مگو شام جدایی سرمه چشم چراغ است این ۵
ز دل چون بگذرد پرسد چه زخم است این چه داغ است این ۱
دلم را ساده لوحی بس نبود اندیشه پیما شد
الهی خون شود جام جم است این یا ایاغ است این ۲
نفس در سینه رنگین می تپد از یاد رخساری
بهارم پیش پیش گریه می رقصد دماغ است این ۳
تمنا شوق دیدارش تماشا یاد رخسارش
می است این بزم عیش است این گل است این سیر باغ است این ۴
زگرد تیره روشن تر اسیر آیینه عاشق
مگو شام جدایی سرمه چشم چراغ است این ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۳ - گر به محشر لطف ساقی عذرخواه آید برون
گوهر بعدی:شماره ۸۲۵ - چشم بیگانگی پناه ببین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.