خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند گناه، بخشش، عشق الهی و حیرت در برابر جلوههای محشر میپردازد. شاعر از شرم گناهان خود سخن میگوید و امید به لطف و بخشش ساقی (نماد خداوند یا معشوق) دارد. همچنین، به مفاهیمی مانند تقصیر، عشق بیگناه و حسرت اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند گناه و تقصیر نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارند.
شماره ۸۲۳ - گر به محشر لطف ساقی عذرخواه آید برون
گر به محشر لطف ساقی عذرخواه آید برون
کو دلی کز عهده شرم گناه آید برون ۱
دیده ام خوابی که تعبیرش سراسر حیرت است
تا کجا با جلوه محشر پناه آید برون ۲
پرسش دیوانم از جوش گناهان دور باد
دوزخ آن روزی که عاشق بی گناه آید برون ۳
گریه می کردم چه دانستم که صیاد مرا
سبزه محشر ز خاک صیدگاه آید برون ۴
خنده بر خاکستر حسرت شرار ما مزن
آنقدر بنشین که آن مژگان سیاه آید برون ۵
می تپد در خون خود از خجلت قاتل اسیر
کرده صید تقصیر و ترسد بی گناه آید برون ۶
کو دلی کز عهده شرم گناه آید برون ۱
دیده ام خوابی که تعبیرش سراسر حیرت است
تا کجا با جلوه محشر پناه آید برون ۲
پرسش دیوانم از جوش گناهان دور باد
دوزخ آن روزی که عاشق بی گناه آید برون ۳
گریه می کردم چه دانستم که صیاد مرا
سبزه محشر ز خاک صیدگاه آید برون ۴
خنده بر خاکستر حسرت شرار ما مزن
آنقدر بنشین که آن مژگان سیاه آید برون ۵
می تپد در خون خود از خجلت قاتل اسیر
کرده صید تقصیر و ترسد بی گناه آید برون ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۲ - گر افسرده گر سرکش است آه من
گوهر بعدی:شماره ۸۲۴ - دچارم گر شود آیینه گوید سیر باغ است این
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.