خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر مفاهیمی مانند وفاداری، عرفان، تواضع، و ارتباط با خداوند تأکید دارد. شاعر از دل گرم و آیینهوار خود سخن میگوید که گبر و مسلمان را منعکس میکند و از صفای سینه و راههای معنوی برای رسیدن به مقصود یاد میکند. همچنین، به اهمیت خاکساری و تواضع در رسیدن به تعالی اشاره میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی این شعر برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسالتر دشوار باشد.
شماره ۸۰۱ - ز خاک اهل دل بوی وفایی می توان بردن
ز خاک اهل دل بوی وفایی می توان بردن
به هر دلبستگی مشکل گشایی می توان بردن ۱
دل خونگرم من آیینه گبر و مسلمان است
ز خضر سینه صافی ره به جایی می توان بردن ۲
بیابان عدم یک منزل نزدیک عرفان است
ز راه بی نشانی ره به جایی می توان بردن ۳
به دام خاکساری همچو نقش پا سری دارم
به گردون از غبارم توتیایی می توان بردن ۴
ندانم با که داری آشنایی اینقدر دانم
که هر جا می روی از من دعایی می توان بردن ۵
مشو غافل اسیر از یاد آهوی نگاه او
کز آن بیگانه بوی آشنایی می توان بردن ۶
به هر دلبستگی مشکل گشایی می توان بردن ۱
دل خونگرم من آیینه گبر و مسلمان است
ز خضر سینه صافی ره به جایی می توان بردن ۲
بیابان عدم یک منزل نزدیک عرفان است
ز راه بی نشانی ره به جایی می توان بردن ۳
به دام خاکساری همچو نقش پا سری دارم
به گردون از غبارم توتیایی می توان بردن ۴
ندانم با که داری آشنایی اینقدر دانم
که هر جا می روی از من دعایی می توان بردن ۵
مشو غافل اسیر از یاد آهوی نگاه او
کز آن بیگانه بوی آشنایی می توان بردن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۰ - محراب دعا ساخته ام آن صف مژگان
گوهر بعدی:شماره ۸۰۲ - بهانه را پر پرواز می توان کردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.