خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و فداکاری سخن میگوید. او از رنجهای عشق، اشکها و آرزوهای بربادرفته میگوید و خود را فرشتهای در باطن معرفی میکند. شاعر عشق را بالاتر از زیباییهای ظاهری میداند و خود را اسیر غم معشوق میخواند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۸۵ - با خون دل غبار خطش را سرشته ایم
با خون دل غبار خطش را سرشته ایم
مکتوب تازه ای به محبت نوشته ایم ۱
طوفان ز ابر گریه ما جوش می زند
تخم چه آرزوست که در سینه کشته ایم ۲
در جبهه سجده بت و در دل خیال دوست
ظاهر برهمینم و به باطن فرشته ایم ۳
ما را به نکهت چمن رنگ و بو چه کار
چون لاله داغ آتش حسن تو گشته ایم ۴
هرگز اسیر یک قدم از دل نمانده ایم
ما اختیار خود به غم دوست هشته ایم ۵
مکتوب تازه ای به محبت نوشته ایم ۱
طوفان ز ابر گریه ما جوش می زند
تخم چه آرزوست که در سینه کشته ایم ۲
در جبهه سجده بت و در دل خیال دوست
ظاهر برهمینم و به باطن فرشته ایم ۳
ما را به نکهت چمن رنگ و بو چه کار
چون لاله داغ آتش حسن تو گشته ایم ۴
هرگز اسیر یک قدم از دل نمانده ایم
ما اختیار خود به غم دوست هشته ایم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۴ - پیمان توبه در صف مستان شکسته ایم
گوهر بعدی:شماره ۷۸۶ - سیماب توشه سفر خواب کرده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.