خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از شکستن پیمانها، حیرت و سردرگمی در زندگی، و رنجهای ناشی از بادهای غم و روزگار ناسازگار سخن میگوید. او از ضعف طالع و اسارت در چرخهی زمان شکایت دارد و به گلستان و طبیعت به عنوان نمادهای زیبایی و آرامش اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شکستن پیمانها و رنجهای وجودی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۸۴ - پیمان توبه در صف مستان شکسته ایم
پیمان توبه در صف مستان شکسته ایم
پیمانه ای بیار که پیمان شکسته ایم ۱
حیرت دلیل و کعبه مقصود دور و ما
در پای سعی خار مغیلان شکسته ایم ۲
آن نخل تازه ایم که از تندباد غم
سر تا قدم چو زلف پریشان شکسته ایم ۳
از ضعف طالع است که بر روی روزگار
پیوسته همچو رنگ اسیران شکسته ایم ۴
ای عندلیب از چه شدی خصم جان ما
شاخ گلی مگر زگلستان شکسته ایم ۵
پیمانه ای بیار که پیمان شکسته ایم ۱
حیرت دلیل و کعبه مقصود دور و ما
در پای سعی خار مغیلان شکسته ایم ۲
آن نخل تازه ایم که از تندباد غم
سر تا قدم چو زلف پریشان شکسته ایم ۳
از ضعف طالع است که بر روی روزگار
پیوسته همچو رنگ اسیران شکسته ایم ۴
ای عندلیب از چه شدی خصم جان ما
شاخ گلی مگر زگلستان شکسته ایم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۳ - دشمن و دوست بگو با هم در ساخته ایم
گوهر بعدی:شماره ۷۸۵ - با خون دل غبار خطش را سرشته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.