خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق عاشقانه و رنجهای ناشی از عشق سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شعله، شمع، و گریه، حالات درونی خود را بیان میکند و از تأثیر محبت بر دلش میگوید. شاعر همچنین به بیهودهگویی اشاره میکند و تأکید دارد که تنها حرفی را به زبان میآورد که از دل برآمده است.
این متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۵۶ - حرفی از شعله خویت به زبان می آرم
حرفی از شعله خویت به زبان می آرم
شمع را همچو نی امشب به فغان می آرم ۱
غیرتم بین که ز تأثیر محبت هر دم
تا نبردم دلت از دیده نهان می آرم ۲
گریه گرم و رخ زرد نظر کن که چو شمع
چمن شعله به گلگشت خزان می آرم ۳
فهم آن بیهده گویی نکنم هرگز اسیر
اینقدر هست که حرفی به زبان می آرم ۴
شمع را همچو نی امشب به فغان می آرم ۱
غیرتم بین که ز تأثیر محبت هر دم
تا نبردم دلت از دیده نهان می آرم ۲
گریه گرم و رخ زرد نظر کن که چو شمع
چمن شعله به گلگشت خزان می آرم ۳
فهم آن بیهده گویی نکنم هرگز اسیر
اینقدر هست که حرفی به زبان می آرم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۵ - بود روزی که پا ز این گل برآرم
گوهر بعدی:شماره ۷۵۷ - گل داغم از رنگ و بو می گریزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.