خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و دشواریهای زندگی میگوید و بیان میکند که چگونه از این مشکلات عبور کرده و حق را از باطل تشخیص میدهد. او از احساس سرگردانی و اسارت در زندگی سخن میگوید، اما در عین حال، تواناییهای خود را در شناخت جهان و حل مشکلات برمیشمارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنجهای زندگی و سرگردانی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۷۵۵ - بود روزی که پا ز این گل برآرم
بود روزی که پا ز این گل برآرم
دمار از روزگار دل برآرم ۱
فکندم لنگر و کشتی شکستم
چه گوهرها کز این ساحل برآرم ۲
زیک خواب پریشان می توانم
سر از صد عقده مشکل برآرم ۳
تر و خشک جهان را می شناسم
می از مینا حق از باطل برآرم ۴
چو موجم گریه صد جا می داوند
ندانم چون سر از منزل برآرم ۵
شهید سرگرانی گشته ام آه
سر از خواب عدم مشکل برآرم ۶
اسیر از سینه صافی می توانم
هزار آیینه از یک دل برآرم ۷
دمار از روزگار دل برآرم ۱
فکندم لنگر و کشتی شکستم
چه گوهرها کز این ساحل برآرم ۲
زیک خواب پریشان می توانم
سر از صد عقده مشکل برآرم ۳
تر و خشک جهان را می شناسم
می از مینا حق از باطل برآرم ۴
چو موجم گریه صد جا می داوند
ندانم چون سر از منزل برآرم ۵
شهید سرگرانی گشته ام آه
سر از خواب عدم مشکل برآرم ۶
اسیر از سینه صافی می توانم
هزار آیینه از یک دل برآرم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۴ - درد و داغ نهانیی دارم
گوهر بعدی:شماره ۷۵۶ - حرفی از شعله خویت به زبان می آرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.