خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق حسرت، غم و ناامیدی خود سخن میگوید. او از دردهای عاطفی، بیقراری و سردرگمی حال خود مینالد و بیان میکند که با وجود تمام این رنجها، هنوز قدرتی برای ادامه دادن دارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، لحن غمگین و بیان دردهای عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۷۵۰ - دل پر حسرتی دارم غم کم فرصتی دارم
دل پر حسرتی دارم غم کم فرصتی دارم
نمی دانم چه می گویم عجایب حالتی دارم ۱
نه با اشکم نه با آهم نه با دردم نه با داغم
به جای توشه ره دامن پر خجلتی دارم ۲
اگر غمهای او باشد و اگر سودای او باشد
صلایی می توانم زد دل پر حسرتی دارم ۳
نبرد سینه صافی داد بر دل می توانم داد
حریفم روزگار افتاده،در ششدر لتی دارم ۴
اسیر از کوه غم بالیدم آخر درد یار شدم
چه دانستم که با این نا امیدی قوتی دارم ۵
نمی دانم چه می گویم عجایب حالتی دارم ۱
نه با اشکم نه با آهم نه با دردم نه با داغم
به جای توشه ره دامن پر خجلتی دارم ۲
اگر غمهای او باشد و اگر سودای او باشد
صلایی می توانم زد دل پر حسرتی دارم ۳
نبرد سینه صافی داد بر دل می توانم داد
حریفم روزگار افتاده،در ششدر لتی دارم ۴
اسیر از کوه غم بالیدم آخر درد یار شدم
چه دانستم که با این نا امیدی قوتی دارم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۹ - ز خون دیده و لخت جگر رنگین شبی دارم
گوهر بعدی:شماره ۷۵۱ - نیم دیوانه تنها با محبت همسری دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.