خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و مستی سخن میگوید. شاعر در حالت مستی عاشقانه، از یاد یار و زیباییهای طبیعت مانند باغها، سرو و یاسمن یاد میکند. او احساس میکند که وجودش سرشار از شور و شوق است و حتی در مرگ نیز مست خواهد بود. شاعر از مستی روحانی و عرفانی خود میگوید که فراتر از مستی معمولی است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند مستی و مرگ نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۲۹ - ز یادش بس که هشیارم به خون خویشتن مستم
ز یادش بس که هشیارم به خون خویشتن مستم
نمی دانم کجا می می خورد دیگر که من مستم ۱
وجودم را عدم پیمانه تکلیف می بخشد
اگر در پیرهن مخمور باشم در کفن مستم ۲
مده پیمانه با پیمانه محشر چه خواهی کرد
تغافل پیشه وقتی می شوی آگه که من مستم ۳
به یاد جلوه ای از شوق رویی باغها دارم
به پای سرو در رقصم به بوی یاسمن مستم ۴
سر هر مو چراغان خیالم تر دماغی بین
نیم پروانه اما از شراب سوختن مستم ۵
گلستان کرده ام جان را چراغان کرده ام دل را
نگنجد بلبل و پروانه در جایی که من مستم ۶
ره سودای زلفش منزل آسودگی دارد
به بوی نافه سرکردم سراغی در ختن مستم ۷
نمی دانم کجا می می خورد دیگر که من مستم ۱
وجودم را عدم پیمانه تکلیف می بخشد
اگر در پیرهن مخمور باشم در کفن مستم ۲
مده پیمانه با پیمانه محشر چه خواهی کرد
تغافل پیشه وقتی می شوی آگه که من مستم ۳
به یاد جلوه ای از شوق رویی باغها دارم
به پای سرو در رقصم به بوی یاسمن مستم ۴
سر هر مو چراغان خیالم تر دماغی بین
نیم پروانه اما از شراب سوختن مستم ۵
گلستان کرده ام جان را چراغان کرده ام دل را
نگنجد بلبل و پروانه در جایی که من مستم ۶
ره سودای زلفش منزل آسودگی دارد
به بوی نافه سرکردم سراغی در ختن مستم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۸ - بس که خود را بسته دام بلا می خواستم
گوهر بعدی:شماره ۷۳۰ - اگر عاقل اگر دیوانه مستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.