خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر احساسات عمیق عاشقانه، آزادی روح و دلبستگی به معشوق است. شاعر از دلهای عاشق، پرواز روح، رهایی از قید و بندها و ارتباط با معشوق الهی سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۱۶ - هرکجا مست حیا آن بت طناز رود
هرکجا مست حیا آن بت طناز رود
جلوه طاوس شود در قدم ناز رود ۱
در تپیدن غرض از مرغ دل آزادی نیست
می کند سعی از خاطر پرواز رود ۲
نرسد تا به سر رشته گره وا نشود
از شکفتن دل عاشق به عدم باز رود ۳
سرشوقم همه جا در قدم راهنماست
می رود گریه من هر قدر آواز رود ۴
حرف ناگفتنیی نذر شنیدن دارم
قاصدی کو که به آتشکده راز رود ۵
دل ما گر ز رهایی شود آزاد اسیر
سفر دام و قفس را به یک انداز رود ۶
جلوه طاوس شود در قدم ناز رود ۱
در تپیدن غرض از مرغ دل آزادی نیست
می کند سعی از خاطر پرواز رود ۲
نرسد تا به سر رشته گره وا نشود
از شکفتن دل عاشق به عدم باز رود ۳
سرشوقم همه جا در قدم راهنماست
می رود گریه من هر قدر آواز رود ۴
حرف ناگفتنیی نذر شنیدن دارم
قاصدی کو که به آتشکده راز رود ۵
دل ما گر ز رهایی شود آزاد اسیر
سفر دام و قفس را به یک انداز رود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۵ - قاصدی از گرد جولانش به هر سو می دود
گوهر بعدی:شماره ۶۱۷ - صبح است و فیض گریه مستانه می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.