خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و پر از تصاویر شاعرانه است که در آن شاعر از عشق، حسرت، و جنون سخن میگوید. قاصد نمادین از عشق و جستجو میدود، و تصاویری مانند چشم آهو، خون گل، و زلف سیاه به کار رفتهاند تا احساسات عمیق و گاه دردناک عشق را بیان کنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'قطره خون گل' و 'جنون' ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و عواطف انسانی داشته باشند.
شماره ۶۱۵ - قاصدی از گرد جولانش به هر سو می دود
قاصدی از گرد جولانش به هر سو می دود
از پی گرد نگاهش چشم آهو می دود ۱
حسرت جاویدش از هر قطره خون گل می کند
خضر در دنبال ناوک خورده او می دود ۲
در سواد زلفش از تاراج شوخی خواب نیست
وحشی رم خورده ای از هر سر مو می دود ۳
خنده پنهان به رسوایی جنون بر می دهد
دل کجا دیگر به ذوق آن سر کو می دود ۴
می نویسم نامه و از هر سر مویم اسیر
قاصد دیگر ز شوق آن جفا جو می دود ۵
از پی گرد نگاهش چشم آهو می دود ۱
حسرت جاویدش از هر قطره خون گل می کند
خضر در دنبال ناوک خورده او می دود ۲
در سواد زلفش از تاراج شوخی خواب نیست
وحشی رم خورده ای از هر سر مو می دود ۳
خنده پنهان به رسوایی جنون بر می دهد
دل کجا دیگر به ذوق آن سر کو می دود ۴
می نویسم نامه و از هر سر مویم اسیر
قاصد دیگر ز شوق آن جفا جو می دود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۴ - چشمت امشب ساقی و بیطاقتی پیمانه بود
گوهر بعدی:شماره ۶۱۶ - هرکجا مست حیا آن بت طناز رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.