خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به زیباییهای معشوق و تأثیرات عشق و جور او بر دل شاعر میپردازد. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند شمعهای شبیخونزده، غنچههای مستور و بادههای بینشئه، شاعر احساسات عمیق خود را بیان میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای شاعرانه و مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۰۴ - در بزم چو با عارض پر نور نشیند
در بزم چو با عارض پر نور نشیند
صد شمع شبیخون زده از دور نشیند ۱
زخمی که بود بی نمک جور تو در دل
شرمنده تر از مرهم کافور نشیند ۲
گردیده ز یاد نگهی وحشی الفت
دل نیست عجب گر ز برم دور نشیند ۳
حسنت چود درد پرده ناموس گلستان
رسوا شود آن غنچه که مستور نشیند ۴
گر عقل فلاطون شده بی نشئه سودا
افسرده تر از باده بیزور نشیند ۵
گر باده ز یاد نگهت مست نباشد
کی نشئه می در سر مخمور نشیند ۶
مانند اسیر آن شود ایمن که ز عشقت
در سایه نخل چمن طور نشیند ۷
صد شمع شبیخون زده از دور نشیند ۱
زخمی که بود بی نمک جور تو در دل
شرمنده تر از مرهم کافور نشیند ۲
گردیده ز یاد نگهی وحشی الفت
دل نیست عجب گر ز برم دور نشیند ۳
حسنت چود درد پرده ناموس گلستان
رسوا شود آن غنچه که مستور نشیند ۴
گر عقل فلاطون شده بی نشئه سودا
افسرده تر از باده بیزور نشیند ۵
گر باده ز یاد نگهت مست نباشد
کی نشئه می در سر مخمور نشیند ۶
مانند اسیر آن شود ایمن که ز عشقت
در سایه نخل چمن طور نشیند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۳ - در غمش تا سوختم بخت شرارم شد بلند
گوهر بعدی:شماره ۶۰۵ - یک سرنوشت طالع ما بی خطر نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.