خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از سوختن در غم، تبدیل شدن به خاک راه معشوق، و رسیدن به مستی و بهار با نام ساقی صحبت میکند. همچنین، به بیهودهگردی و بیکاری اشاره میکند که در نهایت به موفقیت میانجامد. در پایان، شعلههای شرم و زبان تیز را توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'مستی' و 'رنج' نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی برای تفسیر دارند.
شماره ۶۰۳ - در غمش تا سوختم بخت شرارم شد بلند
در غمش تا سوختم بخت شرارم شد بلند
خاک راهش تا شدم نام غبارم شد بلند ۱
می رساند باده رنگین گل مستان به گل
وقت ساقی خوش کز او نام بهارم شد بلند ۲
رفتم از بیهوده گردی تا به مقصد بی دلیل
آنقدر بیکار گردیدم که کارم شد بلند ۳
شعله از خجلت ره سرچشمه اخگر گرفت
هر کجا تیغ زبان آبدارم شد بلند ۴
خاک راهش تا شدم نام غبارم شد بلند ۱
می رساند باده رنگین گل مستان به گل
وقت ساقی خوش کز او نام بهارم شد بلند ۲
رفتم از بیهوده گردی تا به مقصد بی دلیل
آنقدر بیکار گردیدم که کارم شد بلند ۳
شعله از خجلت ره سرچشمه اخگر گرفت
هر کجا تیغ زبان آبدارم شد بلند ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۲ - نیرنگ باده رفع حجابم نمی کند
گوهر بعدی:شماره ۶۰۴ - در بزم چو با عارض پر نور نشیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.