خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر عشق و وابستگی شدید به معشوق است که با وجود درد و رنج، ترک آن ممکن نیست. شاعر از توبههای بیثمر، جذابیتهای معشوق و ناتوانی در فرار از این عشق سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غمانگیز و جدی شعر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۳۰ - ترک غمت از کشتن و بستن نتوان کرد
ترک غمت از کشتن و بستن نتوان کرد
این توبه به امید شکستن نتوان کرد ۱
هر سایه مژگان تو صیاد غزالی است
در دیده ما سرمه جستن نتوان کرد ۲
برخاسته اشکم به صف آرایی مژگان
در بزم تو تکلیف نشستن نتوان کرد ۳
تا زهد اسیر تو قدح نوش برآمد
جز زمزمه توبه شکستن نتوان کرد ۴
این توبه به امید شکستن نتوان کرد ۱
هر سایه مژگان تو صیاد غزالی است
در دیده ما سرمه جستن نتوان کرد ۲
برخاسته اشکم به صف آرایی مژگان
در بزم تو تکلیف نشستن نتوان کرد ۳
تا زهد اسیر تو قدح نوش برآمد
جز زمزمه توبه شکستن نتوان کرد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۹ - آفتی وام می توانم کرد
گوهر بعدی:شماره ۵۳۱ - رخی از باده رخشان می توان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.