خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج عشق، ناامیدی و تلاشهای بیثمر سخن میگوید. شاعر از دلهای بیدار، پیالههای پر از زنگار، و تلاشهای بیفایده در عشق میگوید. همچنین اشارهای به دیوانگی و خمار، رنجهای عاشقانه و حیرتهای ناشی از عشق دارد.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین برخی مفاهیم مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۵۱۶ - کلفت زخاطرم دل بیدار می برد
کلفت زخاطرم دل بیدار می برد
زنگ از دلم پیاله سرشار می برد ۱
بی گریه دست و پای تو موجی است در سراب
بیهوده عرض کوشش بسیار می برد ۲
ناصح ز منع باده اگر نوش می کند
دیوانه را به دیدن خمار می برد ۳
آواره گل ز آبله خون نچیده است
پایی که ره به کوچه زنار می برد ۴
نازکدلان برای شگون می خرند اسیر
مفت دلی که حیرتش از کار می برد ۵
زنگ از دلم پیاله سرشار می برد ۱
بی گریه دست و پای تو موجی است در سراب
بیهوده عرض کوشش بسیار می برد ۲
ناصح ز منع باده اگر نوش می کند
دیوانه را به دیدن خمار می برد ۳
آواره گل ز آبله خون نچیده است
پایی که ره به کوچه زنار می برد ۴
نازکدلان برای شگون می خرند اسیر
مفت دلی که حیرتش از کار می برد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۵ - رنگی که حسن از دل نومید می برد
گوهر بعدی:شماره ۵۱۷ - خط رسید آن چشم و آن ابرو همان دل می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.