خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد عشق، اشکها و دلسوزیهای خود میگوید. او از تبسمهای پنهان، اشکهای نوشته شده بر مژگان، دلهای پارهپاره و طوفان عواطف درونش سخن میراند. شاعر دیوانهوار به دنبال معشوق است و از اسارت در بازار محبت و درد بیدرمان مینالد.
این متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم باشد.
شماره ۴۹۲ - تغافل در نگه پنهان که دارد
تغافل در نگه پنهان که دارد
تبسم زیر لب خندان که دارد ۱
ز مژگان می نویسم سطر اشکی
سواد نسخه طوفان که دارد ۲
دل صد پاره دارم در گریبان
گل صدبرگ در دامان که دارد ۳
سراغش می دهم دیوانه اش من
سری در سایه مژگان که دارد ۴
فرنگستانی از هر گردش چشم
که دارد ای مسلمانان که دارد ۵
اسیر از راست بازار محبت
سراغ درد بیدرمان که دارد ۶
تبسم زیر لب خندان که دارد ۱
ز مژگان می نویسم سطر اشکی
سواد نسخه طوفان که دارد ۲
دل صد پاره دارم در گریبان
گل صدبرگ در دامان که دارد ۳
سراغش می دهم دیوانه اش من
سری در سایه مژگان که دارد ۴
فرنگستانی از هر گردش چشم
که دارد ای مسلمانان که دارد ۵
اسیر از راست بازار محبت
سراغ درد بیدرمان که دارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۱ - دل زخم که جان داغ که گل خار که دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۳ - محبت در غم بیدردی آزادم نگه دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.