خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و غنایی است که به بیان دردها، حیرتها و شوقهای درونی شاعر میپردازد. در آن از مفاهیمی مانند عشق، رنج، آزادی، طبیعت و جلوههای زیبایی استفاده شده است. شاعر با تصاویر شاعرانه و استعاری، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۹۱ - دل زخم که جان داغ که گل خار که دارد
دل زخم که جان داغ که گل خار که دارد
حیرت به کف آیینه دیدار که دارد ۱
از ذره گریبان هوا دامن باغ است
گردم نظر از جلوه رفتار که دارد ۲
دامان شفق چاک گریبان تماشا
صبح آینه از شبنم گلزار که دارد ۳
خاکستر ما پیرهن رنگ بهارست
یوسف خبر از گرمی بازار که دارد ۴
از گرد عدم دامن پرواز گرفتم
آزادی جاوید گرفتار که دارد ۵
دام و قفس از ناله ما گوش گرفتند
شوق اینهمه با طاقت بسیار که داد ۶
در آتشم از غیرت خورشید قیامت
هم چشمی خار سر دیوار که دارد ۷
در مذهب الفت سخن حوصله کفر دارد
طاقت خبر از شوخی آزار که دارد ۸
حیرت به کف آیینه دیدار که دارد ۱
از ذره گریبان هوا دامن باغ است
گردم نظر از جلوه رفتار که دارد ۲
دامان شفق چاک گریبان تماشا
صبح آینه از شبنم گلزار که دارد ۳
خاکستر ما پیرهن رنگ بهارست
یوسف خبر از گرمی بازار که دارد ۴
از گرد عدم دامن پرواز گرفتم
آزادی جاوید گرفتار که دارد ۵
دام و قفس از ناله ما گوش گرفتند
شوق اینهمه با طاقت بسیار که داد ۶
در آتشم از غیرت خورشید قیامت
هم چشمی خار سر دیوار که دارد ۷
در مذهب الفت سخن حوصله کفر دارد
طاقت خبر از شوخی آزار که دارد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۰ - هر دل که غم همیشه دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۲ - تغافل در نگه پنهان که دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.