خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و شادی سخن میگوید، با تصاویری از خنده، شکر، و گلها که نشاندهندهی احساسات عمیق و متناقض هستند. شاعر از تأثیر معجزهآسای خنده بر زندگی و روحیهی انسان میگوید و به ارتباط بین غم و شادی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۴۵۷ - از تماشای رخت شام و سحر می خندد
از تماشای رخت شام و سحر می خندد
در تمنای لبت پسته شکر می خندد ۱
شد غبارم ز شکر خندهای اکسیر نفس
می شوم زنده اگر بار دگر می خندد ۲
جور بینی اگر از وصل نشان می خواهی
گل مقصود به گلزار خطر می خندد ۳
گریه ام خنده نما خنده ام اندوه فزا
هر گل باغ جنون رنگ دگر می خندد ۴
خنده خوشدلی ارزانی ناقص طربان
خرم آن است که با دیده تر می خندد ۵
در تمنای لبت پسته شکر می خندد ۱
شد غبارم ز شکر خندهای اکسیر نفس
می شوم زنده اگر بار دگر می خندد ۲
جور بینی اگر از وصل نشان می خواهی
گل مقصود به گلزار خطر می خندد ۳
گریه ام خنده نما خنده ام اندوه فزا
هر گل باغ جنون رنگ دگر می خندد ۴
خنده خوشدلی ارزانی ناقص طربان
خرم آن است که با دیده تر می خندد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۶ - گل ویرانه عاشق به روی آب می خندد
گوهر بعدی:شماره ۴۵۸ - دید در خواب که بر وضع جهان می خندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.