خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عناصر طبیعت مانند گل، سیلاب، بهار، و شب استفاده میکند تا احساسات عمیق عاشقانه و روحانی را بیان کند. شاعر از تصاویر زیبا و استعاری برای نشان دادن شادی، امید، و گاهی غم و بیثباتی استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و روحانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
شماره ۴۵۶ - گل ویرانه عاشق به روی آب می خندد
گل ویرانه عاشق به روی آب می خندد
به سعی تیشه بیجوهر سیلاب می خندد ۱
بهار آرزو را عندلیب از گرد پرواز است
گل امید از باغ دل بیتاب می خندد ۲
صبوحی می زند برگ گل از شبنم چه می داند
که صبح بی ثبات از مشرق سیماب می خندد ۳
به مسجد چون روم بی او نمی دانم چه می گویم
نمازم می رود از خاطر و محراب می خندد ۴
سحاب وی شود هر برگ شبنم دیده گلشن
به بیداری بگرید چون کسی در خواب می خندد ۵
چه رنگین باده ای دارد دلم از یاد او شبها
گل پیمانه اش بر گلشن مهتاب می خندد ۶
به بحری کز سبکروحی کند کشتی اسیر آنجا
لب هر موجه ای بر لنگر گرداب می خندد ۷
به سعی تیشه بیجوهر سیلاب می خندد ۱
بهار آرزو را عندلیب از گرد پرواز است
گل امید از باغ دل بیتاب می خندد ۲
صبوحی می زند برگ گل از شبنم چه می داند
که صبح بی ثبات از مشرق سیماب می خندد ۳
به مسجد چون روم بی او نمی دانم چه می گویم
نمازم می رود از خاطر و محراب می خندد ۴
سحاب وی شود هر برگ شبنم دیده گلشن
به بیداری بگرید چون کسی در خواب می خندد ۵
چه رنگین باده ای دارد دلم از یاد او شبها
گل پیمانه اش بر گلشن مهتاب می خندد ۶
به بحری کز سبکروحی کند کشتی اسیر آنجا
لب هر موجه ای بر لنگر گرداب می خندد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۵ - ندیدم آن لب شیرین بخندد
گوهر بعدی:شماره ۴۵۷ - از تماشای رخت شام و سحر می خندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.