خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از عشق، اندوه و جدایی سخن میگوید. شاعر از درد فراق و تأثیر آن بر دلش مینالد، از وفاداری و صداقت یاد میکند و هشدار میدهد که نمیتوان به ظواهر دنیا اعتماد کرد. او از زیباییهای طبیعت مانند گل و سرو برای بیان احساساتش استفاده میکند و در نهایت، بر ارزش عشق و وفاداری تأکید میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند اندوه و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانی و بزرگسالی شکل میگیرد.
شماره ۳۸۵ - تا غمش در دلم قرار گرفت
تا غمش در دلم قرار گرفت
برگ گل شعله در کنار گرفت ۱
خویش آتش ز گل نمی دانست
دل ما را ز ما چکار گرفت ۲
دل یکرنگ خویش را نازم
خویش را تنگ در کنار گرفت ۳
بی تو دیگر چه می توان گفت
چشم آیینه ها غبار گرفت ۴
سرو رفتار و غنچه گفتار
چقدر از تو اعتبار گرفت ۵
خوی بیگانگی چنین افروخت
نقد دلبستگی عیار گرفت ۶
به وفای سرشگ خود نازم
که گلاب از گل مزار گرفت ۷
الحذر الحذر ز ساختگی
نتوان خوی روزگار گرفت ۸
تا شدم خاک راه یار اسیر
اعتبار من اعتبار گرفت ۹
برگ گل شعله در کنار گرفت ۱
خویش آتش ز گل نمی دانست
دل ما را ز ما چکار گرفت ۲
دل یکرنگ خویش را نازم
خویش را تنگ در کنار گرفت ۳
بی تو دیگر چه می توان گفت
چشم آیینه ها غبار گرفت ۴
سرو رفتار و غنچه گفتار
چقدر از تو اعتبار گرفت ۵
خوی بیگانگی چنین افروخت
نقد دلبستگی عیار گرفت ۶
به وفای سرشگ خود نازم
که گلاب از گل مزار گرفت ۷
الحذر الحذر ز ساختگی
نتوان خوی روزگار گرفت ۸
تا شدم خاک راه یار اسیر
اعتبار من اعتبار گرفت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۴ - گلستانی که هوای دل نومید گرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۸۶ - از قدش جلوه باز کام گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.