خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت و اندوه شاعر نسبت به گذر زمان، بیتوجهی به ارزشهای معنوی و عاطفی، و احساس بیگانگی از جهان سخن میگوید. شاعر از بیخبری دل، ناتوانی در پرواز، و اسارت در گناه مینالد و به مفاهیمی مانند عشق، غیرت، و بخشایش اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند «بحر گناه» و «توبه» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۷۲ - بیگانگی ز شکوه شام و سحر گذشت
بیگانگی ز شکوه شام و سحر گذشت
تا چند می توان ز دل بیخبر گذشت ۱
از آه و ناله معذرت آسمان مخواه
پرواز ما ز حوصله بال و پر گذشت ۲
غیرت روا نداشت که تنها گذارمش
عمر عزیز در قدم نامه بر گذشت ۳
سر کرد راه کعبه و منزل به یاد رفت
مستی که بیخودانه ز اهل نظر گذشت ۴
آتش پرست عشقم و اختر شناس داغ
کی شعله از قلمرو من بی خطر گذشت ۵
پیش از خمار ساغر تکلیف داد و رفت
ذکرش به خیر توبه که بی درد سر گذشت ۶
کشتی شکسته ای است به بحر گناه اسیر
بخشایشی که موجه طوفان ز سر گذشت ۷
تا چند می توان ز دل بیخبر گذشت ۱
از آه و ناله معذرت آسمان مخواه
پرواز ما ز حوصله بال و پر گذشت ۲
غیرت روا نداشت که تنها گذارمش
عمر عزیز در قدم نامه بر گذشت ۳
سر کرد راه کعبه و منزل به یاد رفت
مستی که بیخودانه ز اهل نظر گذشت ۴
آتش پرست عشقم و اختر شناس داغ
کی شعله از قلمرو من بی خطر گذشت ۵
پیش از خمار ساغر تکلیف داد و رفت
ذکرش به خیر توبه که بی درد سر گذشت ۶
کشتی شکسته ای است به بحر گناه اسیر
بخشایشی که موجه طوفان ز سر گذشت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۱ - در دلم سیر کوی یار گذشت
گوهر بعدی:شماره ۳۷۳ - دامن صحرا و کوه از دامن گلچین گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.