خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر احساسات شاعرانه درباره عشق، انتظار، و گذر زمان است. شاعر از خاطرات عاشقانه، وعدههای فریبنده، و زیباییهای طبیعت سخن میگوید، اما در نهایت به این نتیجه میرسد که زمان گذشت و کار از انتظار گذشته است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'توبه' و 'اسیر خمار' نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۳۷۱ - در دلم سیر کوی یار گذشت
در دلم سیر کوی یار گذشت
خارم از پا گل از کنار گذشت ۱
وعده های کهن فریب تواند
می توانم ز انتظار گذشت ۲
خنده زد غنچه گریبانی
چاک از دامن بهار گذشت ۳
ساغر و شیشه سایه گل و سرو
نتوان از چمن خمار گذشت ۴
می رسد از غبار خاطر ما
از سرخاک ما چه کار گذشت ۵
توبه پر سخت رو اسیر خمار
راستش کار از انتظار گذشت ۶
خارم از پا گل از کنار گذشت ۱
وعده های کهن فریب تواند
می توانم ز انتظار گذشت ۲
خنده زد غنچه گریبانی
چاک از دامن بهار گذشت ۳
ساغر و شیشه سایه گل و سرو
نتوان از چمن خمار گذشت ۴
می رسد از غبار خاطر ما
از سرخاک ما چه کار گذشت ۵
توبه پر سخت رو اسیر خمار
راستش کار از انتظار گذشت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۰ - تا کی از شام جدایی ماجرا خواهد گذشت
گوهر بعدی:شماره ۳۷۲ - بیگانگی ز شکوه شام و سحر گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.