خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که از عشق، شراب، طبیعت و رازهای عالم سخن میگوید. شاعر از دل به عنوان آینهای که رازهای دو عالم را بازتاب میدهد یاد میکند و به زیباییهای طبیعت مانند سبزه و لاله اشاره دارد. همچنین، از شراب و جام جمشید به عنوان نمادهایی از معرفت و شهود عرفانی استفاده شده است.
متن شامل مفاهیم عرفانی و استعاری مانند شراب و جام جمشید است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارند.
شماره ۳۶۵ - عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت
عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت
کلفت دایمی الفت هر خام نداشت ۱
باده را شیشه کم ظرف ز جوش افکنده
در گلستان خم از عربده آرام نداشت ۲
دل ما آینه راز دو عالم شده است
می توان گفت که جمشید هم این جام نداشت ۳
سبزه از لاله صد رنگ برون آورده
با دعا گوی چو من این همه دشنام نداشت ۴
کلفت دایمی الفت هر خام نداشت ۱
باده را شیشه کم ظرف ز جوش افکنده
در گلستان خم از عربده آرام نداشت ۲
دل ما آینه راز دو عالم شده است
می توان گفت که جمشید هم این جام نداشت ۳
سبزه از لاله صد رنگ برون آورده
با دعا گوی چو من این همه دشنام نداشت ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۴ - رواج ساختگی های روزگار نداشت
گوهر بعدی:شماره ۳۶۶ - در دیار ما زمین مشت غباری هم نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.