خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از غم و اندوه، عشق ناکام، تنهایی و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از نبود یار، ناپایداری روزگار و بیاثری تلاشهای خود شکایت دارد و احساس میکند که در دنیایی پر از رنج و بیعدالتی زندگی میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۴۰ - گریه بیقرار پیدا نیست
گریه بیقرار پیدا نیست
نمک روزگار پیدا نیست ۱
دیدم آیینه خانه دو جهان
هیچکس غیر یار پیدا نیست ۲
بسکه در دل گداختیم نفس
خاک ما را غبار پیدا نیست ۳
بینش ناقص که می گوید
که نهان آشکار پیدا نیست ۴
دود آه که گشت عالمگیر
شعله شبهای تار پیدا نیست ۵
حیرتم صد چمن شکفت و هنوز
اثر از نوبهار پیدا نیست ۶
چه بهشتی است عالم مشرب
خواری از اعتبار پیدا نیست ۷
اعتدال هوای دل ما را
همه گل کرده خار پیدا نیست ۸
چه بگویم ز راز عشق و جنون
رنگ و بوی بهار پیدا نیست ۹
بر سر راه انتظار اسیر
روزم از روزگار پیدا نیست ۱۰
نمک روزگار پیدا نیست ۱
دیدم آیینه خانه دو جهان
هیچکس غیر یار پیدا نیست ۲
بسکه در دل گداختیم نفس
خاک ما را غبار پیدا نیست ۳
بینش ناقص که می گوید
که نهان آشکار پیدا نیست ۴
دود آه که گشت عالمگیر
شعله شبهای تار پیدا نیست ۵
حیرتم صد چمن شکفت و هنوز
اثر از نوبهار پیدا نیست ۶
چه بهشتی است عالم مشرب
خواری از اعتبار پیدا نیست ۷
اعتدال هوای دل ما را
همه گل کرده خار پیدا نیست ۸
چه بگویم ز راز عشق و جنون
رنگ و بوی بهار پیدا نیست ۹
بر سر راه انتظار اسیر
روزم از روزگار پیدا نیست ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۹ - بی غرض چون گردد الفت محرم و بیگانه کیست
گوهر بعدی:شماره ۳۴۱ - رفت از پیر و جوان طاقت و کس پیدا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.