خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند زندگی، فنا، رشک، هنر و آزادی میپردازد. شاعر از استعارههایی مانند گل، غنچه، تب و آیینه استفاده کرده تا احساسات عمیق و نگاه انتقادی خود به جهان را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۰۰ - دو جهان از کتاب دل ورقی است
دو جهان از کتاب دل ورقی است
زندگی سطری و فنا سبقی است ۱
تب رشک که سوخت گلشن را
غنچه تبخاله ای و گل عرقی است ۲
گل خورشید غنچه می خندد
صبح بی باده شام بی شفقی است ۳
هنر از عیب می توان دانست
عالم آیینه خانه سبقی است ۴
می گریزم اسیر از آزادی
دل بی داغ لکه بهقی است؟ ۵
زندگی سطری و فنا سبقی است ۱
تب رشک که سوخت گلشن را
غنچه تبخاله ای و گل عرقی است ۲
گل خورشید غنچه می خندد
صبح بی باده شام بی شفقی است ۳
هنر از عیب می توان دانست
عالم آیینه خانه سبقی است ۴
می گریزم اسیر از آزادی
دل بی داغ لکه بهقی است؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - دلی دارم که مست جام ساقی است
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - بازم از مژگان شوخی خارخار عاشقی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.