خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی عمیق خود سخن میگوید. او از نگاه معشوق که همچون دامی برای دلهای شیفته است، یاد میکند و به مقاومت دل خود در برابر این عشق اشاره دارد. همچنین، به اسارت در نگاه معشوق و طلسم عشق او اعتراف میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند 'خیال کشتن' و 'اسارت در نگاه' نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۹۵ - دلم را صبح عید جانسپاری است
دلم را صبح عید جانسپاری است
که خورشید مرا وقت سواری است ۱
ز بیم فتنه چشم سیاهی
نگه در پرده چشمم حصاری است ۲
ز چشم شیر دارد حلقه دام
نگاهش گرچه آهوی شکاری است ۳
دل دیوانه ما سخت جانی است
که از فرهاد و مجنون یادگاری است ۴
خیال کشتنم دارد نهانی
تغافل مژده امیدواری است ۵
اسیر یک نظر بودم همه عمر
نگاه او طلسم دوستداری است ۶
که خورشید مرا وقت سواری است ۱
ز بیم فتنه چشم سیاهی
نگه در پرده چشمم حصاری است ۲
ز چشم شیر دارد حلقه دام
نگاهش گرچه آهوی شکاری است ۳
دل دیوانه ما سخت جانی است
که از فرهاد و مجنون یادگاری است ۴
خیال کشتنم دارد نهانی
تغافل مژده امیدواری است ۵
اسیر یک نظر بودم همه عمر
نگاه او طلسم دوستداری است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۴ - دارم دلی که آینه پیرای بیخودی است
گوهر بعدی:شماره ۲۹۶ - از خوی تو عالم چمن شعله نگاری است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.