خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مضامین عشق، دوری، اضطراب، و امید به وصال سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند نقاب، زلف پیچیده، اشک، و آفتاب، حالات درونی خود را بیان میکند و بر نزدیکی مرگ و وصال تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مرگ و اضطراب ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۰۱ - ز تاب اینکه به رویت نقاب نزدیک است
ز تاب اینکه به رویت نقاب نزدیک است
به دل چو زلف تو صد پیچ و تاب نزدیک است ۱
سپند نسبت دوری به اشک من دارد
همین بس است که با اضطراب نزدیک است ۲
ز چشم عشق نیفتی برای یک مژه خواب
بهوش باش که مردن به خواب نزدیک است ۳
شراب صاف حقیقت پس از مجاز دهند
طلوع صبح چو شد آفتاب نزدیک است ۴
به دل چو زلف تو صد پیچ و تاب نزدیک است ۱
سپند نسبت دوری به اشک من دارد
همین بس است که با اضطراب نزدیک است ۲
ز چشم عشق نیفتی برای یک مژه خواب
بهوش باش که مردن به خواب نزدیک است ۳
شراب صاف حقیقت پس از مجاز دهند
طلوع صبح چو شد آفتاب نزدیک است ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۰ - بهار شوخی او جشن تازه فلک است
گوهر بعدی:شماره ۲۰۲ - به گلشنی دلم از دست باغبان تنگ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.