خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و حماسی است که از مفاهیمی مانند تسلیم، شهید، امید و قیامت سخن میگوید. شاعر از سجده به عنوان نماد تسلیم، آیینه دل به عنوان نماد خودشناسی، و خواب قیامت به عنوان نماد بیداری معنوی یاد میکند. در نهایت، متن به امید و پادشاهی بینیازی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحاتی مانند 'قیامت' و 'شهید' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۶ - جبهه تسلیم جان را سجده گاه دیگر است
جبهه تسلیم جان را سجده گاه دیگر است
دیده آیینه دل را نگاه دیگر است ۱
گو مشو بیدار از خواب قیامت رستخیز
محشر ما گردش چشم سیاه دیگر است ۲
با شهید خویش آن چشم تغافل کیش را
هر سر مژگان زبان عذرخواه دیگر است ۳
آخر از نومیدیم امید حاصل شد اسیر
پادشاه بی نیازی را سپاه دیگر است ۴
دیده آیینه دل را نگاه دیگر است ۱
گو مشو بیدار از خواب قیامت رستخیز
محشر ما گردش چشم سیاه دیگر است ۲
با شهید خویش آن چشم تغافل کیش را
هر سر مژگان زبان عذرخواه دیگر است ۳
آخر از نومیدیم امید حاصل شد اسیر
پادشاه بی نیازی را سپاه دیگر است ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۵ - اقلیم درد را سحر و شام دیگر است
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷ - نکنی صید یقینی به گمانی که تو راست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.