خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند عشق، رهایی، تجرد و دردهای روحی میپردازد. با استفاده از استعارههایی مانند 'مستان عشق' و 'شراب عشق'، حس شوریدگی و بیقراری عاشقانه را بیان میکند. همچنین، مفاهیمی مانند رهایی از قید و بندهای دنیوی ('بی قید نام و ننگ') و تلاش برای رسیدن به مقامات معنوی ('عنقا به زور بال تجرد بلند شد') در آن دیده میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتری دارند تا بهطور کامل درک شوند.
شماره ۱۸۵ - اقلیم درد را سحر و شام دیگر است
اقلیم درد را سحر و شام دیگر است
مستان عشق را رم و آرام دیگر است ۱
عنقا به زور بال تجرد بلند شد
بی قید نام و ننگ شدن نام دیگر است ۲
دردسر خمار ندارد شراب عشق
دل مست ساقی دگر و جام دیگر است ۳
سرسایه ای چو سایه تیغ تو جست اسیر
او را در این دیار سرانجام دیگر است ۴
مستان عشق را رم و آرام دیگر است ۱
عنقا به زور بال تجرد بلند شد
بی قید نام و ننگ شدن نام دیگر است ۲
دردسر خمار ندارد شراب عشق
دل مست ساقی دگر و جام دیگر است ۳
سرسایه ای چو سایه تیغ تو جست اسیر
او را در این دیار سرانجام دیگر است ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - قفل غم بهر گشاد دل کلید دیگر است
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - جبهه تسلیم جان را سجده گاه دیگر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.