خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، از عشق و درد فراق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند خون در پیاله، لالههای سرخ، و گریههای غنچه، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از فراق معشوق رنج میبرد و این درد را با طبیعت پیوند میزند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای غنی و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۹ - چشمت به خاک ریخته خون پیاله را
چشمت به خاک ریخته خون پیاله را
بخشیده توتیای نگه چشم لاله را ۱
تا با خیال زلف تو پیوند کرده ام
پیچیده ام به رشته جان تار ناله را ۲
از تاب درد کیست ندانم که نوبهار
تبخاله کرده بر لب جو داغ لاله را ۳
گر بی رخ تو صبح به گلشن رود اسیر
سازد ز گریه داغ دل غنچه ژاله را ۴
بخشیده توتیای نگه چشم لاله را ۱
تا با خیال زلف تو پیوند کرده ام
پیچیده ام به رشته جان تار ناله را ۲
از تاب درد کیست ندانم که نوبهار
تبخاله کرده بر لب جو داغ لاله را ۳
گر بی رخ تو صبح به گلشن رود اسیر
سازد ز گریه داغ دل غنچه ژاله را ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸ - داد تاراج مزن صبر نینباشته را
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - گر دلم پنهان نسازد در غبار آیینه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.