خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی از عشق جاودانی و معنوی سخن میگوید. شاعر از معشوقی با صفات الهی و انسانی یاد میکند و به تأثیر عشق در رهایی از دغدغههای مادی اشاره دارد. همچنین، مفاهیمی مانند فطرت یقینی و زندگی پس از مرگ نیز در آن مطرح شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۴۸ - با روی دل فروزت عیشیست جاودانی
با روی دل فروزت عیشیست جاودانی
ای منبع مکارم وی معدن امانی ۱
عیشیست جاودانی، گر ره بری بدانی
بر چهره مشعشع گیسوی ارغوانی ۲
از جان خبر نداری، انکار عشق داری
با تو کسی چه گوید؟ ای مرد کندلانی ۳
در بند هر دو عالم بگشاد عشق محکم
در بند ره نه ای تو، در بند آب و نانی ۴
جان سه باره او را «ثالث ثلاثه » گوید
ثالث چگونه باشد، آنجا که نیست ثانی؟ ۵
چون خامه ام براندی، رفتم بسر، چه گویم؟
خوش باشد ار زمانی؟ چون نامه ام بخوانی ۶
گفتی که: روزکی چند در هجر ما سر بر
امری محال باشد بی دوست زندگانی ۷
گفتم بپیر غافل، چون زین جهان برون شد:
تا خود چگونه باشد احوال آن جهانی ۸
زنهار! جان قاسم، در خویشتن مشو گم
بر فطرت یقینی، در حضرت عیانی ۹
ای منبع مکارم وی معدن امانی ۱
عیشیست جاودانی، گر ره بری بدانی
بر چهره مشعشع گیسوی ارغوانی ۲
از جان خبر نداری، انکار عشق داری
با تو کسی چه گوید؟ ای مرد کندلانی ۳
در بند هر دو عالم بگشاد عشق محکم
در بند ره نه ای تو، در بند آب و نانی ۴
جان سه باره او را «ثالث ثلاثه » گوید
ثالث چگونه باشد، آنجا که نیست ثانی؟ ۵
چون خامه ام براندی، رفتم بسر، چه گویم؟
خوش باشد ار زمانی؟ چون نامه ام بخوانی ۶
گفتی که: روزکی چند در هجر ما سر بر
امری محال باشد بی دوست زندگانی ۷
گفتم بپیر غافل، چون زین جهان برون شد:
تا خود چگونه باشد احوال آن جهانی ۸
زنهار! جان قاسم، در خویشتن مشو گم
بر فطرت یقینی، در حضرت عیانی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۷ - ای خواجه، جمالست و جهانست و جوانی
گوهر بعدی:شماره ۶۴۹ - بتو جان کجا برد پی؟ که تو شاه بی نشانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.