خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از فراق معشوق خود رنج میبرد. شاعر از عشق عمیق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید و تأکید میکند که عشق واقعی تنها برای کسانی قابل درک است که درد عشق را چشیدهاند. همچنین، شاعر از ناتوانی در بیان احساسات خود و ترس از آسیب زدن به معشوق سخن میگوید و در نهایت، خود را به عنوان عاشقی صادق و مردی معرفی میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق ممکن است برای گروههای سنی پایین سنگین باشد.
شماره ۶۱۰ - دلم از غصه هجران تو دارد دردی
دلم از غصه هجران تو دارد دردی
خسته ای، سوخته ای، عاشق غم پروردی ۱
آن چنانم ز فراقت که میان خونم
غور این قصه نداند دل هر نامردی ۲
عشق را خسته دلی باید و جان محزون
عشق وارد نشود بر دل هر بی دردی ۳
عاشقم، عاشق و پیدا نتوانم گفتن
که بر آن خاطر نازک بنشیند گردی ۴
قسمی دارم، ای دوست، بجان، باور کن
که: ببستان جهان چون تو ندیدم وردی ۵
کیست زاهد که درین مجلس ازو باید گفت؟
هرکه گرمست نگوید سخن از دلسردی ۶
بشنو از قاسم، اگر با تو سخن می گوید
سخن پاکدلی، عاشق فردی،مردی ۷
خسته ای، سوخته ای، عاشق غم پروردی ۱
آن چنانم ز فراقت که میان خونم
غور این قصه نداند دل هر نامردی ۲
عشق را خسته دلی باید و جان محزون
عشق وارد نشود بر دل هر بی دردی ۳
عاشقم، عاشق و پیدا نتوانم گفتن
که بر آن خاطر نازک بنشیند گردی ۴
قسمی دارم، ای دوست، بجان، باور کن
که: ببستان جهان چون تو ندیدم وردی ۵
کیست زاهد که درین مجلس ازو باید گفت؟
هرکه گرمست نگوید سخن از دلسردی ۶
بشنو از قاسم، اگر با تو سخن می گوید
سخن پاکدلی، عاشق فردی،مردی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۹ - ای دل عشاق را بروی تو شادی
گوهر بعدی:شماره ۶۱۱ - گر گلی از گلشن حسنش ببازار آمدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.