خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به ستایش معشوق و تأثیرات عمیق عشق و جذبههای او بر جهان و موجودات میپردازد. شاعر از تأثیرات شگفتانگیز معشوق بر طبیعت، عقل و جان سخن میگوید و از عشق به عنوان نیرویی بیکران یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۸۳ - ای کمالت نعت عزت در جهان انداخته
ای کمالت نعت عزت در جهان انداخته
جان ز شوق تو کله بر آسمان انداخته ۱
یک سخن گفته زر از خویشتن با بلبلان
شور و غوغا در زمین و در زمان انداخته ۲
هر زمان از عشق رویت عقل در شور آمده
جان و دل را در محیط بی کران انداخته ۳
ارغوان را گفته: وصل ما بیابی، غم مخور
زین حکایت صد عرق بر ارغوان انداخته ۴
قعر دریای کمال از ناگهان موجی زده
مستعین را در مقام مستعان انداخته ۵
بی نشانست آن حبیب، اما برای بازیافت
صد حدیث با نشان در بی نشان انداخته ۶
یک کرشمه کرده با خود از برای خویشتن
قاسمی را در بلای جاودان انداخته ۷
جان ز شوق تو کله بر آسمان انداخته ۱
یک سخن گفته زر از خویشتن با بلبلان
شور و غوغا در زمین و در زمان انداخته ۲
هر زمان از عشق رویت عقل در شور آمده
جان و دل را در محیط بی کران انداخته ۳
ارغوان را گفته: وصل ما بیابی، غم مخور
زین حکایت صد عرق بر ارغوان انداخته ۴
قعر دریای کمال از ناگهان موجی زده
مستعین را در مقام مستعان انداخته ۵
بی نشانست آن حبیب، اما برای بازیافت
صد حدیث با نشان در بی نشان انداخته ۶
یک کرشمه کرده با خود از برای خویشتن
قاسمی را در بلای جاودان انداخته ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۲ - ای خیالت عقل کل را در گمان انداخته
گوهر بعدی:شماره ۵۸۴ - روی مه را جلوه دادی، زلف میگون تاب ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.