خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی از زبان شاعری است که از خودبینی و اسارت در دنیای مادی شکایت دارد و به دنبال نجات و وصل به معشوق حقیقی است. او با توسل به زیبایی‌های طبیعت و نمادهای عرفانی مانند شراب و ساقی، به درگاه خداوند پناه می‌برد و از او طلب نجات می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده مانند 'شراب ارغوان' و 'زلف مشکین' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند اسارت روح و جستجوی معنا نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۵۵۰ - الا! ای نفس، خودکامی و خودبین

الا! ای نفس، خودکامی و خودبین
از آن گشتی اسیر سجن سجین ۱

چه چین در ابرو آوردی که گشتی
اسیر لعبتان چین و ما چین ۲

جهان اندر جهان آواره گشتم
«فویل ثم ویل للمساکین » ۳

دلم را زنده گردانیده وصلت
چو باد صبح دم بر برگ نسرین ۴

بیا، ای ساقی جانها، فرو ریز
شراب ارغوان در جام زرین ۵

فدای ماه رویت جان و دلها
اسیر زلف مشکین جان مسکین ۶

بیا در باغ و بستان، تا ببینی
بساتینست در صحن بساتین ۷

خدایا، از بلای خود نگه دار
بحق حرمت طاها و یاسین ۸

خدا بین باش، قاسم، تا توانی
که خودبینی نشاید در خدابین ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۴۹ - از عیان گر واقفی، بگذر ز عین
گوهر بعدی:شماره ۵۵۱ - ای یار، ندانم که چه رسمست و چه آیین؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.