خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، به بیان رابطهٔ عمیق بین جان، دل و معشوق میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی والا و کرامتبخش یاد میکند و از دردهای عشق و درویشی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به شخصیتهای مقدس مانند پیامبران و اولیاء الله دارد و حالات عاشقانه و شیدایی را توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و تاریخی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۵۱۰ - تن زنده بجان آمد و جان زنده بجانان
تن زنده بجان آمد و جان زنده بجانان
جان راهبر دل شد و دل راهبر جان ۱
گر ترس سرت هست، برو، خواجه، ازین کوی
کاغشته بخونند درین کوچه دلیران ۲
در نقطه خالست صفای دل درویش
ای دوست، مگو قصه «ما کان و ما کان » ۳
هرگز سخن واعظ و ناصح نکند سود
زین سان که منم بی دل و دین، بی سر و سامان ۴
مهجورم و محرومم و معروف بافلاس
من دست تهی چون روم از کوی کریمان؟ ۵
از کس مهراسید اگر عاشق یارید
مستانه درآیید درین بیشه شیران ۶
ای عشق، سراسر همه لطفی و کرامت
در حسن تو ذرات جهان واله و حیران ۷
هم آدم و هم شیئی و هم احمد مختار
هم یوسف کنعانی و هم موسی عمران ۸
آشفته و واله شده قاسم بشب و روز
زان روی دل افروز و زان زلف پریشان ۹
جان راهبر دل شد و دل راهبر جان ۱
گر ترس سرت هست، برو، خواجه، ازین کوی
کاغشته بخونند درین کوچه دلیران ۲
در نقطه خالست صفای دل درویش
ای دوست، مگو قصه «ما کان و ما کان » ۳
هرگز سخن واعظ و ناصح نکند سود
زین سان که منم بی دل و دین، بی سر و سامان ۴
مهجورم و محرومم و معروف بافلاس
من دست تهی چون روم از کوی کریمان؟ ۵
از کس مهراسید اگر عاشق یارید
مستانه درآیید درین بیشه شیران ۶
ای عشق، سراسر همه لطفی و کرامت
در حسن تو ذرات جهان واله و حیران ۷
هم آدم و هم شیئی و هم احمد مختار
هم یوسف کنعانی و هم موسی عمران ۸
آشفته و واله شده قاسم بشب و روز
زان روی دل افروز و زان زلف پریشان ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۹ - تربیت میکند مرا جانان
گوهر بعدی:شماره ۵۱۱ - جانم بلب رسید ز غم، ساقی، الامان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.