خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از مولانا جلالالدین بلخی است که به موضوعات عشق، رنج، عرفان و رهایی از خود اشاره دارد. شاعر از ساقی درخواست میکند تا جامی از درد به او بدهد و به عشق الهی و رهایی از خود میپردازد. همچنین، به مقایسهای بین عاشقان و فقیهان میپردازد و نشانههای عاشقان را شرح میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به دانش پیشینهای دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۴۹۳ - ساقی جان، لطف فرما کاسه دردی بمن
ساقی جان، لطف فرما کاسه دردی بمن
سالها بگذشت و دارد دل هوای درد دن ۱
بر سر خاکم پس از صد سال اگر نامت برند
آتش آهم بسوزاند همه گور و کفن ۲
ای که می پرسی: نشان عاشقان راه چیست؟
ساختن در سوختن، با سوختن در ساختن ۳
گر همی خواهی که ره را طی کنی از خود ببر
زانکه در این راه نشاید شد بوصف ما و من ۴
گر تو مجنونی نشان عاشقان را باز دان :
درد لیلی را میان جان شیرین یافتن ۵
نیک مشتاقم، بیا، ساقی، مرا جامی بده
مطرب جان، در حسینی یک زمان راهی بزن ۶
عاشقان در رقص عرفان جمله جان می پرورند
ای فقیه، آخر تو هم جان پرور اینجا، جان مکن ۷
آشکار او نهان محبوب جان و دل شود
هر که سودای تو دارد در خفا و در علن ۸
مصلحت بود این که قاسم بهر تحصیل کمال
ناگهان از چاه جان افتاد اندر چاه تن ۹
سالها بگذشت و دارد دل هوای درد دن ۱
بر سر خاکم پس از صد سال اگر نامت برند
آتش آهم بسوزاند همه گور و کفن ۲
ای که می پرسی: نشان عاشقان راه چیست؟
ساختن در سوختن، با سوختن در ساختن ۳
گر همی خواهی که ره را طی کنی از خود ببر
زانکه در این راه نشاید شد بوصف ما و من ۴
گر تو مجنونی نشان عاشقان را باز دان :
درد لیلی را میان جان شیرین یافتن ۵
نیک مشتاقم، بیا، ساقی، مرا جامی بده
مطرب جان، در حسینی یک زمان راهی بزن ۶
عاشقان در رقص عرفان جمله جان می پرورند
ای فقیه، آخر تو هم جان پرور اینجا، جان مکن ۷
آشکار او نهان محبوب جان و دل شود
هر که سودای تو دارد در خفا و در علن ۸
مصلحت بود این که قاسم بهر تحصیل کمال
ناگهان از چاه جان افتاد اندر چاه تن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۲ - دوش آن مه دو هفته من با هزار فن
گوهر بعدی:شماره ۴۹۴ - سامان عیش نیست درین دار پر فتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.