خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به ستایش معشوق و بیان حالات عاشق و معشوق می‌پردازد. شاعر از نورانیت و لطافت معشوق سخن می‌گوید، اما از بی‌وفایی او نیز شکایت دارد. او خود را اسیر و غلام معشوق می‌داند و عشق را عامل کمال انسان می‌شمارد. در پایان، شاعر به ضرورت کنار گذاشتن جهل برای رسیدن به کمال عرفان اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و اصطلاحات خاص ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۹۱ - بفضل و رحمت و توفیق ذوالمن

بفضل و رحمت و توفیق ذوالمن
مرا هر ذره خورشیدیست روشن ۱

بغایت روشن و خوب و لطیفی
ولیکن بی وفایی، گفت: «سن سن » ۲

من از بوی تو و خوی رقیبان
گهی در گلشنم، گاهی بگلخن ۳

اسیر تست، اگر عقلست، اگر دین
غلام تست، اگر جانست، اگر تن ۴

چه گویم شرح اوصاف کمالت؟
تویی هادی جان و مهدی تن ۵

مقرر کرده این عشق دل افروز
برای هر یکی کاری معین ۶

کمال زاهدان زهدست و تقوی
کمال عاشقان عشق مبرهن ۷

اگر خواهی کمال ذوق عرفان
نهال جهل را از بیخ برکن ۸

اگر قاسم حجاب از راه برداشت
تجلی آیدش از بام و برزن ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۹۰ - بصلاح آمد از اوصاف خدای ذوالمن
گوهر بعدی:شماره ۴۹۲ - دوش آن مه دو هفته من با هزار فن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.