خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق، وفاداری، پاکی، و رهایی از تعلقات دنیوی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که مانند شمع در جمع عاشقان حاضر شود، از خطاهای خود توبه کند، و در راه عشق خالص باشد. همچنین، تأکید بر حرکت به سوی حقیقت و رهایی از نشانههای دنیوی دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از عبارات مانند 'می نوش' و 'مجلس مستان' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۳۹۸ - تو شمع مجلسی در بزم جان باش
تو شمع مجلسی در بزم جان باش
بیا، می نوش و میر عاشقان باش ۱
مرنجان دل ز من، استغفرالله!
خطا کردم که گفتم: مهربان باش ۲
خیانت در طریق عشق کفرست
درین ره گر امینی در امان باش ۳
اگر خالص شوی چون زر وگر نه
میان بوتهای امتحان باش ۴
میان مجلس مستان مستور
سبک روحی کن، اما سر گران باش ۵
ترا چون بحر می گوید: بما آی
بسوی بحر چون سیل روان باش ۶
در آخر منزل ما بی نشانیست
در اول نیز، قاسم، بی نشان باش ۷
بیا، می نوش و میر عاشقان باش ۱
مرنجان دل ز من، استغفرالله!
خطا کردم که گفتم: مهربان باش ۲
خیانت در طریق عشق کفرست
درین ره گر امینی در امان باش ۳
اگر خالص شوی چون زر وگر نه
میان بوتهای امتحان باش ۴
میان مجلس مستان مستور
سبک روحی کن، اما سر گران باش ۵
ترا چون بحر می گوید: بما آی
بسوی بحر چون سیل روان باش ۶
در آخر منزل ما بی نشانیست
در اول نیز، قاسم، بی نشان باش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۷ - دلی دارم ز سودایش پر آتش
گوهر بعدی:شماره ۳۹۹ - جان هوادار تو شد، فاش مکن اسرارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.