خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق آن بر جان و جهان را توصیف میکند. او از بیوفایی دنیا میگوید و از معشوق میخواهد که پس از مرگش، به یاد او باشد. شاعر همچنین به عاشقان توصیه میکند که در راه عشق، از جان خود نیز بگذرند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مرگ و بیوفایی دنیا ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۳۶۶ - در داستان عشق تفصی نمود یار
در داستان عشق تفصی نمود یار
تکرار عشق کرد هزاران هزار بار ۱
دستار و خرقها گرو جام باده شد
تا لمعه جمال تو دیدند آشکار ۲
بردار بی مدار جهان اعتماد نیست
حسن وفا مجوی ازین دار بی مدار ۳
بعد از وفات من چو بخاکم گذر کنی
از خاک تربتم شنوی نالهای زار ۴
زین سان که حسن روی تو در جلوه آمدست
گر از جهان خروش برآید عجب مدار ۵
در شهر می خرامی و جانها بر آتشست
زان زلف تابدار و زان چشم پرخمار ۶
قاسم، اگر تو طالب راهی و عاشقی
چون جان طلب کنند، بده جان و سر مخار ۷
تکرار عشق کرد هزاران هزار بار ۱
دستار و خرقها گرو جام باده شد
تا لمعه جمال تو دیدند آشکار ۲
بردار بی مدار جهان اعتماد نیست
حسن وفا مجوی ازین دار بی مدار ۳
بعد از وفات من چو بخاکم گذر کنی
از خاک تربتم شنوی نالهای زار ۴
زین سان که حسن روی تو در جلوه آمدست
گر از جهان خروش برآید عجب مدار ۵
در شهر می خرامی و جانها بر آتشست
زان زلف تابدار و زان چشم پرخمار ۶
قاسم، اگر تو طالب راهی و عاشقی
چون جان طلب کنند، بده جان و سر مخار ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۵ - جام جمست این دل بیچاره، گوش دار
گوهر بعدی:شماره ۳۶۷ - درد سری میدهد زحمت رنج خمار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.