خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از دلآشفتگی، حیرت و عشق به معشوق سخن میگوید. او از مفاهیمی مانند عرفان، توحید، و حقیقت معنوی نیز یاد میکند و بر ارزش عشق و فداکاری در راه آن تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۲۶۲ - تا دل آشفته آن زلف پریشان باشد
تا دل آشفته آن زلف پریشان باشد
دل شوریده من واله و حیران باشد ۱
روی جان را بتوان دیدن و خرم گشتن
گر دلت آینه نیر عرفان باشد ۲
سر توحید توان گفت به هشیاران؟ نی
بتوان گفت اگر مجلس مستان باشد ۳
هر که دورست ز معنی به حقیقت دیوست
گر بصورت مثلا یوسف کنعان باشد ۴
ما بسودای تو خواری جهانی بکشیم
حاجیان را چه غم از خار مغیلان باشد؟ ۵
هر که از کوی تو بگریزد و جنت طلبد
غبن فاحش بود،از غبن پشیمان باشد ۶
بر دل خسته قاسم ز کرم رحمت کن
کین متاعیست که در ملک تو ارزان باشد ۷
دل شوریده من واله و حیران باشد ۱
روی جان را بتوان دیدن و خرم گشتن
گر دلت آینه نیر عرفان باشد ۲
سر توحید توان گفت به هشیاران؟ نی
بتوان گفت اگر مجلس مستان باشد ۳
هر که دورست ز معنی به حقیقت دیوست
گر بصورت مثلا یوسف کنعان باشد ۴
ما بسودای تو خواری جهانی بکشیم
حاجیان را چه غم از خار مغیلان باشد؟ ۵
هر که از کوی تو بگریزد و جنت طلبد
غبن فاحش بود،از غبن پشیمان باشد ۶
بر دل خسته قاسم ز کرم رحمت کن
کین متاعیست که در ملک تو ارزان باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۱ - مظهر ذات و صفت آدم و عالم باشد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۳ - عاشقی را،که دل از عشق پریشان باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.