خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن درباره عشق الهی و فنا شدن در راه عشق است. شاعر از اهمیت دل و عشق در زندگی انسان سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عاشق واقعی کسی است که در معشوق فنا شود. همچنین، به تفاوت بین صوفی و مفتی اشاره می‌کند و عشق را راهی برای رسیدن به حقیقت می‌داند.

مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات صوفیانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این اشعار نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۶۱ - مظهر ذات و صفت آدم و عالم باشد

مظهر ذات و صفت آدم و عالم باشد
جام جم راکه شنیدی دل آدم باشد ۱

در ره عشق فناباش و سلیم و تسلیم
بعد ازین دعوی عشق از تو مسلم باشد ۲

دل،که با عشق و محبت نبود محرومست
دل نباشد، به یقین خانه ماتم باشد ۳

عاشقی را که بود در صفت معشوقی
جان او را ز خدا جام دمادم باشد ۴

صفت بخت بلندست و نشان دولت
دل که در آتش سودای تو خرم باشد ۵

اندرین راه مریدان طلب درد کنند
شیخ را داعیه آن که معمم باشد ۶

مفتی وصوفی اگر چند سلیمند،اما
صوفی صاف یقینست که اسلم باشد ۷

در ره عشق فنا شو، ز فنا فانی شو
بعد از آن قاعده عشق تو محکم باشد ۸

قاسم،از ساقی جان جام لبالب بستان
هر کرا جام عظیمست معظم باشد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۰ - مست و مستور ندیدیم و گر هم باشد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۲ - تا دل آشفته آن زلف پریشان باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.