خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و درد عاشقی سخن میگوید و به نقد زاهد و واعظ میپردازد. شاعر عشق را برتر از عقل و زهد میداند و از جام فنا و درد عشق سخن میگوید. همچنین، به ناتوانی زاهد در درک عشق و تفاوت مرغ عشق با مرغ زهد اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، نقد زهد و عقلگرایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۸۶ - جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست
جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست
خوشتر از درد تو دولت در جهان پیروز نیست ۱
ساقیا، جام لبالب ده بمستان فنا
دولت امروز ما چون دولت هر روز نیست ۲
زاهدا، از مرغ خود چندین حکایت ها مگوی
مرغ تو مرغیست، اما مرغ دست آموز نیست ۳
واعظا، تو کی رسی در صوفیان ذوالجلال؟
درد تو کهنه نگشت و روز تو نوروز نیست ۴
گر تو مرد راه عشقی عشق را کن اختیار
نور عرفان در کجا، چو درد عالم سوز نیست؟ ۵
خواست زاهد طعنه ای بر عاشقان، اما نشد
عقل میداند که عشق اندر دلش مر کوز نیست ۶
ناصحا دیگر میفکن تیر بر قاسم، برو
خوش نمیآید مرا تیری که آن دلدوز نیست ۷
خوشتر از درد تو دولت در جهان پیروز نیست ۱
ساقیا، جام لبالب ده بمستان فنا
دولت امروز ما چون دولت هر روز نیست ۲
زاهدا، از مرغ خود چندین حکایت ها مگوی
مرغ تو مرغیست، اما مرغ دست آموز نیست ۳
واعظا، تو کی رسی در صوفیان ذوالجلال؟
درد تو کهنه نگشت و روز تو نوروز نیست ۴
گر تو مرد راه عشقی عشق را کن اختیار
نور عرفان در کجا، چو درد عالم سوز نیست؟ ۵
خواست زاهد طعنه ای بر عاشقان، اما نشد
عقل میداند که عشق اندر دلش مر کوز نیست ۶
ناصحا دیگر میفکن تیر بر قاسم، برو
خوش نمیآید مرا تیری که آن دلدوز نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۵ - دل را ز جان گزیر وز جانان گزیر نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷ - شکی نماند که جز دوست در جهان کس نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.