خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از حافظ، به عشق الهی و دوری از تظاهر در عرفان میپردازد. شاعر بیان میکند که دل تنها به سوی معشوق حقیقی (خدا) میتپد و روشنضمیری شرط شناخت اسرار الهی است. او صوفیان ریاکار و واعظان تقلیدی را نقد میکند و تأکید میکند که تنها عشق به خداوند است که ارزشمند است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۸۵ - دل را ز جان گزیر وز جانان گزیر نیست
دل را ز جان گزیر وز جانان گزیر نیست
غیر از هوای دوست نصیر و ظهیر نیست ۱
صوفی، که لاف نور کرامات میزند
تا مست نور یار نشد مستنیر نیست ۲
اسرار دوست را نشناسد بهیچ حال
جانی که همچو آینه روشن ضمیر نیست ۳
واعظ، برو حکایت تقلید را بمان
افسانه پیش اهل دلان دلپذیر نیست ۴
چشمی که روی دوست نبیند بهیچ حال
او مظهر تجلی اسم بصیر نیست ۵
هرگز بجذب خاطر تو میل ما نشد
رو، رو، که باز ساعد شه موش گیر نیست ۶
جان نصرت از تو خواهد و حیران تست عقل
دل را بجز ولای تو نعم النصیر نیست ۷
یک دم بکوی ما بگذشتی و سالهاست
در هیچ گوشه نیست که بوی عبیر نیست ۸
قاسم بر آستان جلالت نهاده سر
جز خاک آستان تو جان را مصیر نیست ۹
غیر از هوای دوست نصیر و ظهیر نیست ۱
صوفی، که لاف نور کرامات میزند
تا مست نور یار نشد مستنیر نیست ۲
اسرار دوست را نشناسد بهیچ حال
جانی که همچو آینه روشن ضمیر نیست ۳
واعظ، برو حکایت تقلید را بمان
افسانه پیش اهل دلان دلپذیر نیست ۴
چشمی که روی دوست نبیند بهیچ حال
او مظهر تجلی اسم بصیر نیست ۵
هرگز بجذب خاطر تو میل ما نشد
رو، رو، که باز ساعد شه موش گیر نیست ۶
جان نصرت از تو خواهد و حیران تست عقل
دل را بجز ولای تو نعم النصیر نیست ۷
یک دم بکوی ما بگذشتی و سالهاست
در هیچ گوشه نیست که بوی عبیر نیست ۸
قاسم بر آستان جلالت نهاده سر
جز خاک آستان تو جان را مصیر نیست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.