خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از اهمیت لذتگرایی در لحظه و دوری از نگرانیهای فردا سخن میگوید. او عشق را بر عقل ترجیح میدهد و معتقد است که در راه عشق نباید از ادب و احترام غافل شد. همچنین، به انتقاد از کسانی میپردازد که اسیر لذتهای مادی هستند و از لذتهای معنوی غافلاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد یا نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۱۷۴ - میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
بیار باده، که حال زمانه پیدا نیست ۱
مگر بمجلس ما محتسب نیاز آرد
که ناز را نخرند از کسی که زیبا نیست ۲
دگر ز عقل حکایت بعاشقان منویس
برات عقل بدیوان عشق مجرا نیست ۳
بیار باده، که بنیاد عمر بر بادست
بدرد درد بسازیم، اگر مصفا نیست ۴
نگاهدار ادب در طریق عشق و مترس
اگرچه دوست غیورست، بی محابا نیست ۵
اسیر لذت تن مانده ای وگرنه ترا
چه عیشهاست که در ملک جان مهیا نیست؟ ۶
ز طعن مردم بیگانه، قاسمی، چه خبر؟
ترا که از غم جانان بخویش پروا نیست ۷
بیار باده، که حال زمانه پیدا نیست ۱
مگر بمجلس ما محتسب نیاز آرد
که ناز را نخرند از کسی که زیبا نیست ۲
دگر ز عقل حکایت بعاشقان منویس
برات عقل بدیوان عشق مجرا نیست ۳
بیار باده، که بنیاد عمر بر بادست
بدرد درد بسازیم، اگر مصفا نیست ۴
نگاهدار ادب در طریق عشق و مترس
اگرچه دوست غیورست، بی محابا نیست ۵
اسیر لذت تن مانده ای وگرنه ترا
چه عیشهاست که در ملک جان مهیا نیست؟ ۶
ز طعن مردم بیگانه، قاسمی، چه خبر؟
ترا که از غم جانان بخویش پروا نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - پیوسته دلم در غم آن یار گرامیست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - بیا، بیا، که مرا با تو نسبت جا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.