خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق به معشوق (حضرت دوست) سخن می‌گوید و از نیاز خود به محبت و توجه او می‌نالد. شاعر به رقیب و سخنان او اشاره می‌کند و تأکید دارد که عشق واقعی قابل توبه نیست. متن پر از استعاره‌های عرفانی و احساسی است.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۳۹ - بیار جان طلب کار را بحضرت دوست

بیار جان طلب کار را بحضرت دوست
ببین که با همه ذرات کون رو در روست ۱

قلم برندی ما رفته است روز ازل
جزع چه سود کند؟ چون رقم چنین زد دوست ۲

مرا ز خم تو یک جرعه ای تمام بود
بیار رطل محبت، چه جای جام و سبوست؟ ۳

بوصل ما چو رسیدی تو شاد و خرم باش
جهان و جان بعوض ده، که دولت نیکوست ۴

رقیب گفت که: از یار می کنم شکوه
رقیب قصه غلط کرد، ماجری با اوست ۵

ز پا فتاده ام، ای یار، یک نظر فرما
مرا ز جود تو، ای دوست، اینقدر مرجوست ۶

بطعنه گفت که: قاسم ز عشق توبه کند
طریق توبه ز عاشق رسم نانیکوست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - بوی جان میآید از باد صبا، این بو چه بوست؟
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - دل من شیوه شیرین ترا دارد دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.