خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد فراق و عشق سخن میگوید. شاعر از رنجهای دل و جان خود مینالد و از معشوقی یاد میکند که با وجود آزارش، هنوز در پردهای از رمز و راز باقی مانده است. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند تقلید، تحقیق، و بادهی عشق دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۸۹ - شفای جان مرا چیست کز من آزردست
شفای جان مرا چیست کز من آزردست
کنون که خون دلم ریخت، جان و دل بر دست ۱
فغان من همه زآنست کآن حبیب قلوب
هزار پرده درید و هنوز در پردست ۲
بگو به فاضل عالی جناب، مفتی شهر
چه سود لقلقهای زبان؟ چو دل مردست ۳
عظم مست و خرابم، ندانم ای ساقی
که جام باده ی من جنس صاف یا دردست؟ ۴
ز ابر علم تقلید برف میبارد
از آن سبب نفس زاهدان چنین سردست ۵
به جان و دل نفسش را قبول باید کرد
کسی که در ره تحقیق گرم و دل سردست ۶
بساز، قاسم بیچاره، با جفای حبیب
که جان و دل ببلاهای عشق پروردست ۷
کنون که خون دلم ریخت، جان و دل بر دست ۱
فغان من همه زآنست کآن حبیب قلوب
هزار پرده درید و هنوز در پردست ۲
بگو به فاضل عالی جناب، مفتی شهر
چه سود لقلقهای زبان؟ چو دل مردست ۳
عظم مست و خرابم، ندانم ای ساقی
که جام باده ی من جنس صاف یا دردست؟ ۴
ز ابر علم تقلید برف میبارد
از آن سبب نفس زاهدان چنین سردست ۵
به جان و دل نفسش را قبول باید کرد
کسی که در ره تحقیق گرم و دل سردست ۶
بساز، قاسم بیچاره، با جفای حبیب
که جان و دل ببلاهای عشق پروردست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸ - جاودان، هرکه ترا دید بعالم شادست
گوهر بعدی:شماره ۹۰ - دل چه دیدست که دیوانه ی آن یار شدست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.