خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از یاری سخن میگوید که زیباییاش حور و پری را به رشک وا میدارد. این یار گاه به خود مینازد و گاه به دیگری توجه میکند. شاعر گلایه میکند که این یار به حال مسافران (احتمالاً عاشقان یا رهروان راه عشق) توجهی ندارد، چرا که خود هرگز سفری در ملک وجود (سفر معنوی یا عرفانی) نکرده است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از استعارهها و کنایهها برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۴۰ - یاری دارم که رشک حور است و پری
یاری دارم که رشک حور است و پری
گه ناز به خود دارد و گه با دگری ۱
بر حال مسافران کجا پردازد
از ملک وجود خود نکرده سفری ۲
گه ناز به خود دارد و گه با دگری ۱
بر حال مسافران کجا پردازد
از ملک وجود خود نکرده سفری ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - ای دل نفسی صاحب عرفان نشدی
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - ای عهدشکن قیمت ما را چه شناسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.