خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر ندامت و حسرت شاعر از عدم دستیابی به معرفت و درمان درد دیگران است. همچنین، ابراز حیرانی از عشق و از دست دادن فرصتهای معنوی مانند عید قربان را نشان میدهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عشق معنوی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.
شماره ۱۳۹ - ای دل نفسی صاحب عرفان نشدی
ای دل نفسی صاحب عرفان نشدی
بر درد کسی هیچ تو درمان نشدی ۱
چون کشته به روی دوست حیران نشدی
صد حیف گذشت عید، قربان نشدی ۲
بر درد کسی هیچ تو درمان نشدی ۱
چون کشته به روی دوست حیران نشدی
صد حیف گذشت عید، قربان نشدی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - در راه وفا ندیده ام قافله ای
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - یاری دارم که رشک حور است و پری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.