خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، دیوانگی، و رهایی از قید و بندهای دنیوی است. شاعر خود را مانند بلبلی میداند که در میان خارها آشیانه دارد و عشق را همچون پروانهای توصیف میکند که در سوختن شمعوار است. او از زاهدانی که به خود مشغولاند انتقاد میکند و خود را فارغ از دنیا میداند. شعر همچنین به مفاهیمی مانند بیقراری، افسانهگویی، و ویرانی اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۴۷۸ - چو بلبل از خس و خار چمن کاشانه ای دارم
چو بلبل از خس و خار چمن کاشانه ای دارم
برای برق حسن گل عجایب خانه ای دارم ۱
نه در شهر است آرامش نه در صحراست تمکینش
نمی دانم چه سازم خاطر دیوانه ای دارم ۲
تو مشغولی به خویش ای زاهد و من فارغم از خود
تو تسبیحی به کف داری و من پیمانه ای دارم ۳
حکایت های من از پا دراندازد جهانی را
ز سر گر بگذری از سرگذشت افسانه ای دارم ۴
از آن سررشتهٔ کارم سری بر روشنی دارد
که همچون شمع، من در سوختن پروانه ای دارم ۵
در آن وادی که مجنونش منم ای سیل بی منت
گذارت گر بدان جا اوفتد ویرانه ای دارم ۶
شکستی دل سعیدا را و با بیگانه ای می خوردی
نگفتی هیچ از خود بی خبر دیوانه ای دارم ۷
برای برق حسن گل عجایب خانه ای دارم ۱
نه در شهر است آرامش نه در صحراست تمکینش
نمی دانم چه سازم خاطر دیوانه ای دارم ۲
تو مشغولی به خویش ای زاهد و من فارغم از خود
تو تسبیحی به کف داری و من پیمانه ای دارم ۳
حکایت های من از پا دراندازد جهانی را
ز سر گر بگذری از سرگذشت افسانه ای دارم ۴
از آن سررشتهٔ کارم سری بر روشنی دارد
که همچون شمع، من در سوختن پروانه ای دارم ۵
در آن وادی که مجنونش منم ای سیل بی منت
گذارت گر بدان جا اوفتد ویرانه ای دارم ۶
شکستی دل سعیدا را و با بیگانه ای می خوردی
نگفتی هیچ از خود بی خبر دیوانه ای دارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۷ - ز دست رفتم و امید دستیار ندارم
گوهر بعدی:شماره ۴۷۹ - به دل، داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.