خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از ناامیدی، تنهایی و رنج‌های عاطفی خود می‌گوید. او احساس می‌کند که هیچ پشتیبان و امیدی ندارد و مانند آینه‌ای زنگ‌زده است که جز غبار چیزی ندارد. همچنین، از بی‌قراری و ناتوانی در فرار از شرایط سخن می‌گوید و با وجود ضعف و ناتوانی، عشق و ارادت خود را به معشوق بیان می‌کند.

محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۷۷ - ز دست رفتم و امید دستیار ندارم

ز دست رفتم و امید دستیار ندارم
برهنه پایم و منت ز پای زار ندارم ۱

چرا ز باد مخالف دلم غمین گردد
نشسته کشتیم امید از کنار ندارم ۲

منم چو آینهٔ زنگ بسته در این دور
که پوششی به تن خویش جز غبار ندارم ۳

نفس نفس دلم از خویش می کند پرواز
ز دست خویش ولی قوت فرار ندارم ۴

به رنگ زرد خود از گل نمی کشم منت
اگرچه پیش تو چون کاه اعتبار ندارم ۵

چه شکوه ها که ندارم ز دست آن گلرو
ولی به روی گلت طاقت شمار ندارم ۶

چو بلبلی که پر و بال خویش ریخته است
در این چمن پر و [برگی] به شاخسار ندارم ۷

دلم ز غیر چنان پاک گشته است امروز
که خود در این حرم خاص خویش بار ندارم ۸

به یک قرار سعیدا چگونه زیست کنم
منم که در دل خود یک نفس قرار ندارم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۷۶ - اگرچه در نظر خلق اعتبار ندارم
گوهر بعدی:شماره ۴۷۸ - چو بلبل از خس و خار چمن کاشانه ای دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.